| صفحه نخست | رویش سرخ | دلنوشته ها و دست نوشته ها | بانک سئوال | ارتباط با ما | درباره ما |
| دجال 2 |
|
الدَّجَّال:آب طلا ،دروغگو، آنكه حق و باطل را درهم كند؛ «المَسِيحُ الدَّجَّال»: دروغگوئى كه در آخر زمان پيدا شود، دجّال. (از کتاب فرهنگ ابجدی )
دجّال با هشتاد هزار نفر در اطراف كرمان عبد الرحمن از رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله روايت كرده كه فرمود: دجال با هشتاد هزار نفر در اطراف كرمان نزول ميكند كه صورتهاى آنها چون سپرهاى عريض و پهن خواهد بود، پوستين و نعلهاى موئى مىپوشند. كعب مىگويد: (رسول خدا فرمود:) گروه ترك خروج ميكنند يكنوع خروجى كه غير از قطيعه چيزى از آنها جلوگيرى نميكند، قربانى اعظم خدا در بين آنها خواهد بود. حذيفه مىگويد: (رسول خدا)؟ به اهل كوفه فرمود: قومى شما را از كوفه خارج ميكنند كه داراى اين صفاتند: چشمهاى كوچك، بينىهاى پهن، صورتهاى آنها نظير سپرهاى عريض آهنين، نعل موئى مىپوشند و مالهاى سوارى خود را بنخل جوخا (محلى كه خرما را خشگ ميكنند- فرهنك- يا يكنوع درخت خرمائى)؟ مىبندند، از سوراخها و مجارى فرات آب مىآشامند بيان رسول خدا- صلى الله عليه و آله- در باره دجال از يحيى حضرمىّ نقل است كه گفت: از حضرت أمير عليه السّلام شنيدم مىفرمود: روزى رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله سر مبارك خود بر زانوى من نهاده و خوابيده بود و ما نزد او نشسته بوديم كه حرف از دجّال به ميان آمد، به من گفتند: دجّال كيست؟ در اين حال رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله با صورتى سرخ بيدار شده و فرمود: در چه موضوعى سخن مىگوييد؟ عرض كردم: اى رسول خدا، مرا از دجّال پرسيدند. فرمود: من از براى شما از غير دجّال مىترسم، گفتم: اى نبىّ اللَّه آن چيست؟ فرمود: از واليان گمراه و گمراهكنندهاى كه پس از من خون عترت مرا مىريزند، من با هر كه با آنان بجنگد در جنگم، و با هر كه با ايشان آشتى باشد در آشتى و صلحم.
رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله فرمود: «چشم دجّال سبز است». رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله فرمود: «دجّال «ممسوح العين» است و بين دو چشمانش نوشته شده است: «كافر». و هر مسلمانى آن را مىخواند». رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله فرمود: «چشم چپ دجّال كور و موهايش پريشان است و با خود بهشتى و دوزخى دارد، دوزخش بهشت و بهشتش دوزخ است». رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله فرمود: «دجّال فرزند به دنيا نمىآورد و نمىتواند به مدينه و مكّه درآيد». رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله فرمود: «جز دجّال، كسى كه از او براى امّت من هراس آورتر است، پيشوايان گمراهكننده هستند». احتجاج-ترجمه جعفرى، ج1، ص: 602 فتنه و آشوبهاى آخر الزمان، متن، ص: 72
|
|
|
[ابتدای مطلب] |
[ابتدای صفحه]
روز: جمعه نوزدهم تیر 1388 ، ساعت: 16:37 ، نگارنده: | باز نشر مطالب « راهیان حضور » طبق توافقنامه Creative Commons تنها با اشاره به نام منبع آزاد است . Copyright 2007 . All Right Reserved |
| دجال 1 |
|
دجال كيست؟ اصبغ بن نباته برخاست و عرضكرد: يا امير المؤمنين! دجال كيست؟ فرمود: بدان كه دجال صائد بن صيد است. شقى كسى است كه ادعاى او را تصديق كند و سعادتمند كسى است كه او را تكذيب نمايد: از شهرى كه آن را اصفهان ميگويند و قريهاى كه معروف به «يهوديه» است بيرون مىآيد. چشم راست ندارد و چشم ديگر در پيشانى اوست، و مانند ستاره صبح ميدرخشد. چيزى در چشم اوست كه گوئى آميخته بخون است، در پيشانى وى نوشته است «اين كافر است» هر شخص باسواد و بىسواد آن را ميخواند. داخل درياها مىشود و آفتاب با او ميگردد. در جلو رويش كوهى از دود است، و پشت سر او كوه سفيدى است كه مردم آن را طعام (گندم) مىبينند. وى در يك قحطى سختى مىآيد، و بر الاغ سفيدى سوار است، يك گام الاغش يك ميل راه است! زمين در زير پاى او نورديده مىشود. از هيچ آبى نميگذرد مگر اينكه تا روز قيامت خشكيده مىشود. با صداى بلند خود چنان ندا در ميدهد كه از مشرق تا مغرب جن و انس و شياطين صداى او را ميشنوند، ميگويد: «اى دوستان من بيائيد بسوى من. منم آن كسى كه بشر را آفريدم و اندام آنها را معتدل و متناسب نمودم و روزى هر كسى را تقدير نموده و همه را بيافتن آن راهنمائى ميكنم. من آن خداى بزرگ شما هستم» دجال دشمن خدا دروغ ميگويد، او يك چشم دارد غذا ميخورد و در بازارها راه ميرود. در صورتى كه خداوند شما نه يك چشمى است «1» و نه غذا ميخورد و نه در بازارها راه ميرود و فناپذير نيست. غالب پيروان او در آن روز اولاد زنا هستند و چيز سبزى بر سر و دوش دارند خداوند او را در شام در تلى معروف به «تل افيق» سه ساعت از روز جمعه برآمده بدست كسى كه عيسى بن مريم پشت سر او نماز ميگزارد، ميكشد. بدانيد كه بعد از آن حادثه بزرگى روى ميدهد. عرضكرديم: يا امير المؤمنين آن حادثه چيست؟ فرمود: آمدن «دابة الارض»از سمت صفا است، انگشتر سليمان و عصاى موسى با اوست آن انگشتر را بر روى هر مؤمنى كه ميگذارد، در جاى آن نوشته مىشود: «اين مؤمن حقيقى است» و بر روى هر كافرى بگذارد نوشته مىشود «اين كافر حقيقى است» تا جايى كه مؤمن صدا ميزند اى كافر واى بر تو و كافر صدا ميزند: اى مؤمن خوش بحالت! دوست داشتم من هم امروز مثل تو بودم و بچنين سعادتى برسم. سپس دابة الارض سر خود را بلند ميكند و مردمى كه در بين مشرق و مغرب هستند بعد از طلوع خورشيد از جانب مغرب باذن خدا او را مىبينند در آن وقت ديگر توبه برداشته مىشود. نه توبهاى قبول و نه عملى بسوى خدا بالا ميرود، و ايمان كسى كه پيشتر ايمان نياورده يا در حال ايمان خيرى كسب نكرده بود بحال صاحبش سودى ندارد. آنگاه حضرت فرمود: از آنچه بعد از آن روى ميدهد از من نپرسيد. زيرا حبيبم رسول خدا با من عهد بسته كه جز به عترت خود اطلاع ندهم. نزال بن سبره به صعصعه گفت: مقصود امير المؤمنين از اين حرف چه بود؟ صعصعه گفت: اى پسر سبره! آن كسى كه عيسى بن مريم پشت سر او نماز ميگزارد، دوازدهمى از عترت نهمى از اولاد حسين بن على عليه السّلام است و اوست خورشيدى كه از مغرب خود (يعنى محلى كه ناپديد شده) طلوع ميكند و در بين ركن و مقام ظاهر مىشود و زمين را پاك ميكند و ترازوى عدل را برقرار مينمايد، بطورى كه هيچ كس بديگرى ظلم نمىكند. امير المؤمنين عليه السّلام هم فرمود: كه حبيبش پيغمبر خدا صلّى اللَّه عليه و اله از وى پيمان گرفته كه آنچه بعد از آن روى خواهد داد جز بعترت وى ائمه طاهرين، بكسى اطلاع ندهد. مهدی موعود ترجمه جلد ۱۳ بحارالانوار |
|
|
[ابتدای مطلب] |
[ابتدای صفحه]
روز: یکشنبه چهاردهم تیر 1388 ، ساعت: 12:48 ، نگارنده: | باز نشر مطالب « راهیان حضور » طبق توافقنامه Creative Commons تنها با اشاره به نام منبع آزاد است . Copyright 2007 . All Right Reserved |
| خطبه امير المؤمنين (ع) و اوضاع آخر الزمان |
|
شيخ صدوق در كمال الدين از نزال بن سبره روايت ميكند كه گفت: على بن ابى طالب عليه السّلام براى ما خطبه خواند و پس از حمد و ثناى الهى سه بار فرمود: سه بار فرمود:سلونى ايّها النّاس قبل ان تفقدونى يعنى: اى مردم! پيش از آنكه مرا از دست بدهيد، هر چه ميخواهيد از من بپرسيد! در اين وقت صعصعة بن صوحان از جا برخاست و گفت: يا امير المؤمنين! دجال كى خواهد آمد؟ فرمود: بنشين! خداوند سخن تو را شنيد و دانست كه مقصودت چيست. بخدا قسم در اين باره سائل و مسئول (تو و من) يكسان هستيم (يعنى اين از اسرارى است كه فقط خداوند ميداند).ولى اين را بدان كه آمدن دجال علاماتى دارد كه طابق النعل بالنعل متعاقب هم بوقوع مىپيوندد. اگر خواسته باشى اطلاع ميدهم عرضكرد: يا امير المؤمنين بفرمائيد!. فرمود: آنچه ميگويم از بر كن! علامات آن اينست: (دجال در وقتى مىآيد كه) مردم نماز را بميرانند، و امانت را ضايع كنند، و دروغ گفتن را حلال شمارند. و ربا بخورند، و رشوه بگيرند، و ساختمانها را محكم بسازند، و دين را بدنيا بفروشند، و موقعى كه سفيهان را بكار گماشتند، و با زنان مشورت كردند، و پيوند خويشان را پاره نمودند، و هواپرستى پيشه ساختند و خون يك ديگر را بىارزش دانستند. حلم و بردبارى در ميان آنها نشانه ضعف و ناتوانى باشد، و ظلم و ستم باعث فخر گردد، امراء فاجر، وزراء ظالم، و سركردگان دانا خائن و قاريان (قرآن) فاسق باشند. شهادت باطل آشكار باشد، و اعمال زشت و گفتار بهتان آميز و گناه و طغيان و تجاوز علنى گردد، قرآنها زينت شود، و مسجدها نقاشى و رنگ آميزى و منارهها بلند گردد، و اشرار مورد عنايت قرار گيرند، وصفها در هم بسته شود. خواهشها مختلف باشد و پيمانها نقض گردد، و وعدهاى كه داده شد نزديك شود. زنها بواسطه ميل شايانى كه بأمور دنيا دارند در امر تجارت با شوهران خود شركت جويند. صداهاى فاسقان بلند گردد و از آنها شنيده شود! «1» بزرگ قوم، رذلترين آنهاست، از شخص فاجر بملاحظه شرش تقيه شود، دروغگو تصديق، و خائن امين گردد، زنان نوازنده، آلات طرب و موسيقى بدست گرفته نوازندگى كنند! و مردم پيشينيان خود را لعنت نمايند. زنها بر زينها سوار شوند و زنان بمردان و مردان بزنان شباهت پيدا كنند. شاهد (در محكمه) بدون اين كه از وى درخواست شود شهادت ميدهد، و ديگرى بخاطر دوست خود بر خلاف حق گواهى دهد. احكام دين را براى غير دين بياموزند، و كار دنيا را بر آخرت مقدم دارند، پوست ميش را بر دلهاى گرگها بپوشند، در حالى كه دلهاى آنها از مردار متعفنتر و از صبر تلختر است. در آن موقع شتاب و تعجيل كنيد. بهترين جاها در آن روز بيت المقدس است. روزى خواهد آمد كه هر كسى آرزو كند كه از ساكنان آنجا باشد مهدى موعود-ترجمه جلد سيزدهم بحار متن 965 دجال كيست؟ ..... ص : 964 |
|
|
[ابتدای مطلب] |
[ابتدای صفحه]
روز: سه شنبه نهم تیر 1388 ، ساعت: 11:25 ، نگارنده: | باز نشر مطالب « راهیان حضور » طبق توافقنامه Creative Commons تنها با اشاره به نام منبع آزاد است . Copyright 2007 . All Right Reserved |
| معرفی کتاب 1 |
|
هو لطیف کتاب بحارالانوار به عنوان بزرگترین مرجع کتاب روایی شیعی که به همت علامه مجلسی نگاشته شده و حاوی مجلدات بسیار زیادی است صرفه نظر از صحت و و سقم روایات گردآوری مجموعه کلمات معصومین علیهم السلام کاری بی نظیر و قابل توجه و ستایش است . کتاب مهدی موعود که ترجمه فارسی جلد ۱۳ این کتاب است حاوی مطالب بسیار ارزنده و ناب درباره آن امام همام است . بخشی از این کتاب را با هم می خوانیم :
صدوق (ره) در كتاب «امالى» بسند خود از عبد اللَّه بن سليمان كه كتب آسمانى را خوانده بود، نقل كرده كه گفت: در انجيل خواندم ... سپس اوصاف پيغمبر صلّى اللَّه عليه و آله را ذكر كرد تا آنجا كه خداوند متعال بحضرت عيسى فرمود: تو را بسوى خود بالا ميبرم و سپس در آخر الزمان فرود مىآورم تا آنكه عجائب آن پيغمبر را از امت او ببينى و در مبارزه با دجال ملعون آنها را يارى كنى. من تو را در موقع نماز فرود مىآورم تا با آنها نماز بگزارى. زيرا آنها امتى هستند كه رحمت الهى بر آنها فرود مىآيد. حميرى در قرب الاسناد از محمد بن صدقه از امام جعفر صادق از پدرش (امام محمد باقر عليهما السلام) روايت كرده كه. پيغمبر صلّى اللَّه عليه و آله فرمود: كيف بكم اذا فسد نسائكم و فسق شبّانكم و لم تأمروا بالمعروف و لم تنهوا عن المنكر چگونه خواهيد بود، زمانى كه زنان شما فاسد و جوانان شما فاسق شوند نه امر بمعروف كنيد و نه نهى از منكر نمائيد. عرض كردند: يا رسول اللَّه! آيا اين چنين خواهد شد؟ فرمود: آرى از اين هم بدتر خواهد شد. چه حالى خواهيد داشت هنگامى كه امر بمنكر كنيد و نهى از معروف نمائيد؟! عرضكردند: يا رسول اللَّه آيا چنين خواهد شد؟ فرمود: آرى از اين هم بدتر مىشود. چگونه خواهيد بود در وقتى كه بهبينيد كار خوب، زشت و كار زشت، خوب شمرده شود؟! نيز در قرب الاسناد از حنان بن سدير صيرفى روايت كردهاند كه گفت: از حضرتصادق عليه السّلام در باره فرو رفتن بيابان سؤال كردم (كه كدام بيابان است موقع خروج سفيانى مردمى را در خود فرو ميبرد؟) فرمود: آنها در دوازده ميلى ذات الجيش «1» بزمين فرو ميروند. على بن ابراهيم قمى «2» در تفسير خود از ابو الجارود روايت كرده كه امام محمد باقر عليه السّلام در تفسير آيه إِنَّ اللَّهَ قادِرٌ عَلى أَنْ يُنَزِّلَ عَذاباً مِنْ فَوْقِكُمْ يعنى خداوند قادر است كه عذابى از بالايتان، فرو فرستند، بوى فرمود: خداوند در آخر الزمان آياتى (علاماتى) را بتو نشان ميدهد كه از جمله «دابة الارض» يعنى جنبنده روى زمين و خروج دجال و آمدن عيسى بن مريم و طلوع آفتاب از مغرب است. (2) و هم ابو الجارود از آن حضرت روايت كرده كه در تفسير اين آيه قُلْ هُوَ الْقادِرُ عَلى أَنْ يَبْعَثَ عَلَيْكُمْ عَذاباً مِنْ فَوْقِكُمْ يعنى: پيغمبر! بگو خداوند قادر است كه عذابى از بالايتان بسوى شما بفرستد. فرمود: اين عذاب دجال و صداى آسمانى است و بقيه آيه كه ميگويد: أَوْ مِنْ تَحْتِ أَرْجُلِكُمْ يعنى: يا عذابى از زير پاى شما بفرستد، فرو رفتن در بيابان است أَوْ يَلْبِسَكُمْ شِيَعاً يعنى يا شما را گروههاى مختلف بهم ريزد، اختلافاتى است كه در امور دينى پيدا مىشود و از يك ديگر بدگوئى مينمايند وَ يُذِيقَ بَعْضَكُمْ بَأْسَ بَعْضٍ يعنى: سختى بعضى از شما را ببعضى ديگر مىچشاند؛ اينست كه بعضى از شما بعضى ديگر را بقتل برسانند و تمام اين عذابها در ميان اهل قبله بوقوع ميپيوندد «1» نيز در قرب الاسناد از ابن اسباط «2» نقل ميكند كه گفت بحضرت امام رضا عليه السّلام عرضكردم: قربانت گردم ثعلبة بن ميمون از على بن مغيره و او از زيد قمى (زيد العمى) از امام زين العابدين عليه السّلام براى من نقل كرد كه فرموده است: قائم ما در موسمى كه مردم بحج ميروند قيام ميكند، امام رضا فرمود: آيا قائم بدون خروج سفيانى قيام ميكند؟! قيام قائم ما از جانب خدا مسلم است و آمدن سفيانى هم حتمى است و قائم ظهور نميكند مگر بعد از خروج سفيانى. عرضكردم: قربانت شوم! آنچه فرمودى امسال واقع مىشود؟ فرمود: هر چه خداوند اراده كند خواهد شد. عرضكردم در سال بعد چطور؟ فرمود: خدا هر كارى را بخواهد مىكند. |
|
|
[ابتدای مطلب] |
[ابتدای صفحه]
روز: شنبه ششم تیر 1388 ، ساعت: 1:40 ، نگارنده: | باز نشر مطالب « راهیان حضور » طبق توافقنامه Creative Commons تنها با اشاره به نام منبع آزاد است . Copyright 2007 . All Right Reserved |
| اسلام پرچم دار کتاب و کتاب خوانی |
|
هو لطیف من هر زمان که به یاد کتاب در جامعه خودمان می افتم ،قلبا متاسف می شوم .این به خاطر آن است که در کشور ما به هر دلیلی که شما نگاه کنید ، باید کتاب اقلا ده برابر این میزان ، رواج و توسعه و حضور داشته باشد . اگر به دلیل پرچم داری تفکر اسلامی و حاکمیت اسلام به حساب بیاورید این معنا صدق می کند ؛ چون اسلام به کتاب و خواندن و نوشتن ، خیلی اهمیت می دهد . اگر هر منصفی به بیانات نبی مکرم اسلام و ائمه علیهم السلام ، پیشوایان اسلام نگاه کند و ببیند که اینها در چه زمانی به کتاب و کتاب خوانی دعوت می کردند و فرا می خواندند ،همه ی افسانه ها از ذهنش شسته خواهد شد و خواهد فهمید که دشمنان اسلام راهی جز این نداشتند که افسانه های کتاب سوزی و کتاب ستیزی را بر سر زبان ها بیندازند ؛ چون اسلام پرچم دار کتاب خوانی است . بخشی از بیانات مقام معظم رهبری من و کتاب صفحه 12
|
|
|
[ابتدای مطلب] |
[ابتدای صفحه]
روز: شنبه نهم خرداد 1388 ، ساعت: 17:38 ، نگارنده: | باز نشر مطالب « راهیان حضور » طبق توافقنامه Creative Commons تنها با اشاره به نام منبع آزاد است . Copyright 2007 . All Right Reserved |
| دعوت سبز |
|
معرفي طرح كتابخواني راهيان حضور طرح كتابخواني راهيان حضور شامل سه بسته مطالعاتي تحت عناوين حضور سبز، رويش سبز و مسير سبز ميباشد كه هركدام ازعلاقمندان ميتوانند به دلخواه از اين بستههاي مطالعاتي استفاده كنند. اين طرح شامل چند صد عنوان كتاب برگزيده در موضوعات مختلف است كه هر شخص بر اساس نيازهاي خود ميتواند به مطالعه اين كتابها بپردازد.
در اين طرح يك سري مباحث شامل توحيد، نبوت، امامت و ولايت،عدل، احكام، اخلاق، خانواده، اجتماعي، ،انسانشناسي، تفسير،فلسفه، شناخت، عقايد، زندگينامه شهدا، جهان بيني، ادبيات،حكومت اسلامي و عرفان تعيين و از آنها كتاب معرفي شده است. اين كتابها در دو سطح يك و دو دستهبندي شدهاند و در مرحله اول كتب سطح يك انتخاب و مطالعه ميشوند و در صورت تمايل به كسب اطلاعات تكميلي از كتب سطح دوم استفاده ميشود.
در طرح مسير سبز يا از ما كتاب بخواهيد؛ بر اساس سن، سطح علمي، خصوصيات فردي و نيازها و روحيات و علايق افراد پرسشنامههايي تكميل و طبق نظر مشاورين كتاب مناسب معرفي و پيشنهاد ميشود. ارزيابي در هر سه طرح فوق الذكر تمايل افراد در مورد ارزيابي سؤال ميشود و در صورت پاسخ مثبت نحوه ارزيابي، اعم از آزمون، تهيه فيش،ارائه خلاصه و يا برگزاري كنفرانس طبق نظر شركتكننده تعيين وطبق امتياز كسب شده توسط ايشان، جوايزي تعلق ميگيرد. درصورتیکه به کسب اطلاعات ومشاهده لیست کتب پیشنهادی هر یک ازطرح های فوق تمایل دارید می توانید روی عنوان طرح کلیک نمایید. برای ثبت نام در هر یک از طرح های فوق و کسب اطلاعات بیشتر می توانید با شماره تلفن زیر تماس حاصل فرمایید. راهیان حضور ۰۹۳۵۷۴۴۶۸۵۷ و یا با پست الکترونیک زیر ارتباط برقرار کنید .
دعوت سبز زنده رودیم که زاینده رودیم از سر قله قاف آمده ایم رو به دریا داریم قطره هستیم ولی دریاییم(مواجیم) همه امان عزم رسیدن داریم زنده رودیم که سر زنده به عشقیم زنده روح خدا معتقد سرخ ترین عشق بهار تن ما زخم بیابان دارد تن ما خنجری از شب خورده است تن ما خاطره دارداز خار قلبمان می جوشد تب رفتن داریم... وحضوری دیگر روح باران داریم نمی از حافظه علم بشر اولین حرف خدا را داریم پنجره باز کنید بگذارید بیاییم درون دلتان دلمان می خواهد سبز شوید ساقه بالا برود برسد تا به خدا دلمان می خواهد خواب دریا تعبیر شود قطره به دریا برسد ونماندونگندد در خاک ما کتاب ازسر درد به دستان داریم دل ما پر از درد زمین است پر از بغض به ظلم پر از نفرت بی دردی و جهل دلمان می خواهد غم رویش همه را سیر کند بگذارید که دل پیله درد بال در نور برقصد برود پلک سنگین شده بیدار کند پنجره باز کنید روحها تشنه نورند جان ما طالب یک ذره خداست حق روح و دلمان را بدهیم پنجره باز کنید بگذارید بیاییم درون دلتان تحفه مان نور و کتاب است و بهار. |
|
|
[ابتدای مطلب] |
[ابتدای صفحه]
روز: سه شنبه چهاردهم خرداد 1387 ، ساعت: 22:8 ، نگارنده: | باز نشر مطالب « راهیان حضور » طبق توافقنامه Creative Commons تنها با اشاره به نام منبع آزاد است . Copyright 2007 . All Right Reserved |
| چه خبر؟! |
| اول | قبلی | بعدی | آخر |
| سرویس عکس |
| اول | قبلی | بعدی | آخر |
| نظر سنجی |
| خبرنامه |
| برای آگاهی از آخرین اخبار وبلاگ در خبرنامه عضو شوید |
| درباره ما |
![]() بیا تا گل بر افشانیم و می در ساغر اندازیم فلک را سقف بشکافیم و طرحی نو در اندازیم |
| مطالب پیشین |
| اول | قبلی | بعدی | آخر |
| آرشیو |
|
تیر 1388
خرداد 1388 خرداد 1387 |
| آرشیو موضوعی |
|
بهترین خلاصه کتابها
بهترین فیش های مطالعاتی نکاتی در مورد مطالعه موثر معرفی طرح های کتابخوانی |
| پایگاههای مرتبط |
|
*سازمان اسناد و کتابخانه ملی
*بانک اطلاعات نشریات کشور *سازمان انتشارات جهاد دانشگاهی *پایگاه اطلاع رسانی کتابداران |
| آمار وبلاگ |